close
تبلیغات در اینترنت
غدیردر فرهنگ اسلام-میراث مکتوب غدیر -نقل از سایت شهید آوینی
loading...

همراه با چهارده معصوم (علیهم السلام) ویاران-رزبلاگ

تبلیغ گسترده غدیر با فرهنگ مكتوب اولین كتابها در موضوع غدیر مراحل چهارگانه فرهنگ غدیر در تاریخ كتابنامه‏هاى غدیر             الف.كتابشناسى ضمنى             ب.كتابشناسى مستقل             ج.زمینه كتابشناسى…

چرااز محفل ما اي پدر عزم سفر کردي چراازدوري رويت مرا خونين جگر کردي

   چرااز محفل ما  اي پدر عزم سفر کردي        چراازدوري رويت مرا خونين جگر کردي

 

رقيه دخت شاه دين شبي در شام غم افزا           زهجر باب خود گشتي بسي درشيون وغو غا

سرشک ازديدگان جاري همي ناليد ومي گفتا      که اي بابا ي مظلومم بکوي که گذر کردي

-------چرا از محفل ما اي پدرعزم سفر کردي ---------------------

يتيمم در بدرگشتم همي نالم زهجرانت          بيا بابا دم ديگر مرابنشان بدامانت

کجا رفتي تواي باباسر وجانم بقربانت           زما افسردگان بابا چرا قطع نظر کردي

-----------چرااز محفل ما اي پدر عزم سفر کردي ------------------

غريب وبي معينم من ندارم يار وغمخواري      نباشد از براي من دگريار وپرستاري

بنالم درفراق تو کنم از ديده خون جاري        زهجر روي خود بابا مرا نيلي ببر کردي

----------چرااز محفل ما اي پدر عزم سفر کردي---------------

نباشد طاقتم ديگر بگريم از براي تو            کنم خاک سيه بر سر پدر جان در عزاي تو

کجايي اي پدر تا آنکه چينم من بلاي تو          نمي دانم سفر اندر کدامين بوم بر کردي

-----------چرا از محفل مااي پدر عزم سفر کردي --------------

زضرب سيلي اعدا رخم نيلي شده بابا           شکيبايي نمي باشد توانم رفته از اعضا

زدل اين عقده ام بابا زوصل روي خود بگشا      زفقدانت مرا افسرده وخونين جگر کردي

----------چرا از محفل ما اي پدر عزمسفر کردي  -------------

دراين ماتم سرا (ساعي) توبا خيل عزاداران     نوا کن بهر آن طفل فکار شاه  مظلومان

بيابي باعزاداران  جزا ازايزد منان           زنظم جانگدازخود جهان را نوحه گر کردي

-----چرا از محفل ما اي پدر عزمسفر کردي-------

به نقل از معراج عاشورا -اثر طبع حسينعلي خوانساري -صص 149-150-کتابفروشي اشرفي خوانسار

امام حسن عسکری (ع): درولادت امام حسن عسکری :مژده که شد چهره نما عسکری گشت عیان نور خدا عسکری مژده که در جلوه رخ یار شد جلوهکنان مظهر دادار شد حسن حشن باز پدیدار شد کون ومکان مطلع الانوار شد گشت زرخ پرده گشا عسکری گشت عیان نور خدا عسکری مژده به یاران که حسن آمده عسکری آن فخر زمن آمده خرمی دهر کهن آمده8 آز مه رخ پرده فکن آمده کرده عیان ماه لقا عسکری گشت عیان نور خدا عسکری مژده که در هشتم ثانی ربیع گشته عیان عارض بدرعسکری شکر خداوند بصیر وسمیع کزرخ آن شمس مقام رفیع داده در ایجاد صفا عسکری گشت عیان نور خدا عسکری مژده

امام حسن عسکری (ع):


درولادت امام حسن عسکری :مژده که شد چهره نما عسکری        گشت عیان نور خدا عسکری     مژده که در جلوه رخ یار شد

جلوهکنان مظهر دادار شد    حسن حشن باز پدیدار شد     کون ومکان مطلع الانوار شد

گشت زرخ پرده  گشا عسکری         گشت عیان نور خدا عسکری         مژده به یاران که حسن آمده
عسکری آن فخر زمن آمده        خرمی دهر کهن آمده8         آز مه رخ پرده فکن آمده

کرده عیان ماه لقا عسکری        گشت عیان نور خدا عسکری         مژده که در هشتم ثانی ربیع
گشته عیان عارض بدرعسکری        شکر خداوند بصیر وسمیع         کزرخ آن شمس مقام رفیع

داده در ایجاد صفا عسکری         گشت عیان نور خدا عسکری         مژده کهپیری جهان شد جوان
 گشت منور همه کون ومکان        شد متولد شه با عز وشان         شبل نقی والد شاه زمان
نور خداشمس هدی عسکری        گشت عیان نور خدا عسکری ---
به نقل از دیوان آذر جلد دوم-ص138-چاپخانه طوس مشهد -1382 هجری قمری-

غدیردر فرهنگ اسلام-میراث مکتوب غدیر -نقل از سایت شهید آوینی

تبلیغ گسترده غدیر با فرهنگ

مكتوب اولین كتابها در موضوع غدیر

مراحل چهارگانه فرهنگ غدیر در تاریخ

كتابنامه‏هاى غدیر

            الف.كتابشناسى ضمنى

            ب.كتابشناسى مستقل

            ج.زمینه كتابشناسى

 آمار كتابهاى چاپى غدیر

اشاره

 

كتاب و قلم سابقه هزار و چهار صد ساله با غدیر دارند.از روزى كه پیامبر صلى الله علیه و آله در صحراى غدیر امیر المؤمنین علیه السلام را به عنوان جانشین خود به جهانیان معرفى كرد،كار حفظ و ثبت آن نیز آغاز شد و در هر زمانى حقایق آن به گونه‏اى انعكاس یافت.از قرن اول هجرى،همگام با روایت سینه به سینه غدیر،كتاب نیز نقش خود را در نقل آن براى نسلهاى بعد ایفا كرد و پرونده پر افتخار غدیر را باز نگه داشت،و از قرن دوم كتاب و كتابت به صورتى جدى در مورد آن به كار گرفته شد.

غدیر كه كتاب ولایت امیر المؤمنین علیه السلام و حد فاصل بین دوستان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام است،با بكارگیرى قلم،از دست دشمنان مصون ماند و كسى نتوانست مانع این حقیقت بزرگ شود،به طورى كه مؤلفین بزرگى از غیر شیعه هم درباره غدیر كتابهایى نوشتند.

با این همه باید اذعان داشت جاى كتابهایى در حد عظمت غدیر همچنان خالى است و مقام بلند غدیر اقتضاى بیش از این دارد.

غدیر در فرهنگ اسلام

از روز رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله تا پایان قرن اول هجرى ثبت و تدوین احادیث و تاریخ اسلام از طرف غاصبین خلافت ممنوع اعلام شده و مجازاتهاى سختى براى اقدام كنندگان به چنین مهمى در نظر گرفته شده بود.علت اصلى این نقشه جلوگیرى از ثبت مطالبى چون واقعه غدیر بود كه با اساس حكومت غاصبین منافات داشت.

اكنون باید دید غدیر چگونه از این گذرگاه تاریك گذشته و خود را به نسلهاى آینده مسلمین رسانده است.آنانكه كه با گذشت هفتاد روز غدیر را به فراموشى سپردند و صاحب غدیر یعنى امیر المؤمنین علیه السلام را خانه‏نشین كردند چگونه باور مى‏كنند كه امروز نام غدیر در سراسر جهان شناخته شده و اینك جشن چهاردهمین قرن خود را پشت سر گذاشته باشد؟

با چنان دشمنان پر قدرتى كه غدیر دارد و با چنان جاهلان فراموشكارى كه نخواستند آن را بیاد بیاورند و از گواهى دادن به یك كلمه درباره آن ابا كردند،ولى اینك میلیاردها كلمه در وصفش به رشته تحریر در آمده و نور آن در جهان معرف بزرگ مذهب اهل بیت علیهم السلام است.

با آنكه هر یك از صد و بیست هزار مخاطب پیامبر صلى الله علیه و آله كه در غدیر خم حضور داشتند باید در راه ثبت و ضبط آن واقعه بزرگ اقدامى مى‏كردند و نكردند،و با آنكه پیامبر صلى الله علیه و آله سفارش اكید كرده بود كه پیام غدیر را به نسلهاى آینده برسانید و اختناق حكومتها مانع از آن شد،ولى باز فرهنگ غنى اسلام پر از نام غدیر است و در كتب تاریخ و حدیث اسلامى در هر كجا و هر زمان كه تألیف شده باشد نور غدیر قابل كتمان نبوده است.

همه اینها نظر عنایت الهى است و او حافظ غدیر است كه خود آن را نازل كرده است.اگر دین با غدیر تكمیل شده و نعمت پروردگار با ولایت به درجه كمال خود رسیده،نگهدارنده‏اش نیكو نگاه خواهد داشت،و دشمن عاجزتر از آن است كه در مقابل ذات الهى آهنگ مخالف برافرازد .

رسوخ غدیر در جهات مختلف دین در حدى است كه در موضوعات متعددى مورد بحث قرار گرفته است .در كتب حدیثى بعنوان سند و متن آن،در كتب تاریخى بعنوان مهمترین واقعه اسلام،در كتب كلامى بعنوان مؤثرترین بحث اعتقادى كه همان ولایت و خلافت است،در كتب تفسیر بعنوان تفسیر آیاتى كه به خلافت برمى‏گردد،در كتب لغت بعنوان معناى كلمه«مولى»و در كتب ادب و شعر بعنوان قطعه زیباى تاریخ اسلام كه در قالب نظم و نثر ارائه شده است.

 
تبلیغ گسترده غدیر با فرهنگ مكتوب

کتاب

در یك نگاه به فرهنگ مكتوب غدیر،جلوه‏هاى آن را به صورتهاى مختلفى مى‏بینیم.كتابهاى بزرگ و كوچك،جزوه‏ها،بروشورها،مقالات مجلات و روزنامه‏ها،برنامه‏هاى علمى كامپیوترى،خطاطى‏هاى زیبا در كاشى‏ها و تابلوها و بصورت كارتها و پوسترها.

این روند هر ساله اوج بیشترى از خود نشان مى‏دهد،و در ظل عنایت حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله فرجه آثار عمیق خود را در ابلاغ پیام غدیر به اثبات رسانده است.

اولین كتابها در موضوع غدیر

سه كتاب را باید به عنوان اولین كتابهایى نام برد كه ماجراى غدیر را ثبت كرده‏اند:

1.«كتاب على علیه السلام»،كه نوشته امیر المؤمنین علیه السلام از املاى پیامبر صلى الله علیه و آله است،و این كتاب از ودایع امامت است كه جز معصومین علیهم السلام كسى به آن راه ندارد.

شخصى به نام«معروف»خدمت امام باقر علیه السلام رسید و داستان غدیر را به نقل از ابى الطفیل براى حضرت نقل كرد.حضرت آن را تأیید كرد و فرمود:«این مطلب را در كتاب على علیه السلام دیده‏ایم و نزد ما صحیح است». (1)

2.اولین كتاب از تألیفات بشرى كه مسئله غدیر را در خود ثبت كرده«كتاب سلیم بن قیس الهلالى»است .این كتاب كه در سالهاى اولیه بعد از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله تألیف شده و مؤلف آن در سال 76 هجرى در گذشته،دور از چشم غاصبین خلافت در موارد مختلف كتاب خود مسئله غدیر را آورده و حتى در یك حدیث مستقل ماجراى غدیر را به طور كامل منعكس نموده است.این یادگار هزار و چهار صد ساله هم اكنون موجود است و متن عربى و ترجمه فارسى و اردو و انگلیسى آن بارها چاپ شده است. (2)

3.اولین كتاب مستقلى كه در موضوع غدیر تألیف شده،«خطبة النبى صلى الله علیه و آله یوم الغدیر»،از عالم بزرگ ادبیات عرب خلیل بن احمد فراهیدى متوفاى سال 175 است كه خطبه مفصل پیامبر صلى الله علیه و آله در غدیر را آورده است.اگر چه این كتاب امروزه مفقود است،ولى نام و خصوصیات آن در تاریخ ثبت شده است. (3)

مراحل چهارگانه فرهنگ غدیر در تاریخ

مسیر فرهنگى غدیرـكه چهارده قرن را پشت سرگذاشته استـبه طور كلى‏مى‏توان در چهار مرحله ترسیم نمود:

مرحله اول: روایت

در طول قرن اول هجرى كه تدوین معارف اسلام ممنوعیت رسمى داشت و اگر هم كتابى نوشته مى‏شد مخفیانه بود و یا اگر نوشته‏اى مجوز پیدا مى‏كرد فقط اراجیف غاصبین خلافت بود كه انتشار مى‏یافت،در چنان جوى بهترین كتاب براى غدیر سینه‏هاى امین و حافظه‏هاى قوى افراد بود كه به خوبى توانست این راه صد ساله را بپیماید و این ودیعه آل محمد علیهم السلام را در خود حفظ كند. بیش از صد و بیست نفر از صحابه و عده بسیارى از تابعین،واقعه غدیر را در محافل بیان مى‏كردند و آن را به نسلهاى بعد از خود انتقال مى‏دادند.به طورى كه زید بن ارقم و حذیفة بن یمان متن كامل خطبه غدیر را كه بیش از یك ساعت به طول انجامیده،حفظ كرده و براى مردم بازگو كرده‏اند.

از سوى دیگر صاحب غدیر امیر المؤمنین علیه السلام براى اتمام حجت و براى آنكه نسلهاى آینده راه خود را بیابند،در اجتماعات مختلف مردم و در مناسبتها و فرصتهاى گوناگون حتى در بحبوحه جنگ صفین مسئله غدیر را مطرح مى‏ساخت و درباره آن از شاهدان عینى اقرار مى‏گرفت .

فاطمه زهرا علیها السلام در عمر كمتر از سه ماهه خود پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله بارها جریان غدیر را براى مردم متذكر شد و تعجب خود را از چنین جو ظلمانى فرهنگى اعلام فرمود.

ائمه علیهم السلام نیز از هر فرصت مناسبى براى تبلیغ پیام غدیر استفاده كرده و آن را براى مردم بیان مى‏كردند،تا آنجا كه امام باقر علیه السلام متن كامل خطبه غدیر را براى مردم بازگو فرمود و امام رضا علیه السلام مناظراتى در این باره برقرار نمود.

از سوى دیگر اصحاب ائمه علیهم السلام حاملان پیام غدیر بودند،و در حضور امامان علیهم السلام اقدام به حفظ و نشر غدیر نمودند.

شعر شاعران نیز نقش مهمى در حفظ غدیر در طول زمانهاى ظلمانى داشته چه آنكه قالب شعر محفوظتر است و مردم علاقه خاصى به آن دارند.از ساعتى كه خطبه پیامبر صلى الله علیه و آله پایان یافت حسان بن ثابت اولین شعر را در حضور آنحضرت سرود و دلیل روشنى شد تا شاعران در طول چهارده قرن با هنر خود غدیر را حفظ كنند و براحتى به نسلهاى بعد برسانند.اینها شكلهاى مختلف فرهنگى بود كه غدیر را در قرن اول حفظ كرد و البته این طرق در قرنهاى بعد نیز ادامه یافت.تنها اثر مكتوبى كه در قرن اول درباره غدیر شناخته شده همان«كتاب سلیم»است كه ذكر شد.

مرحله دوم:از روایت به تألیف

از اوایل قرن دوم هجرى كه تدوین معارف دینى رسما آزاد اعلام شد،تبلیغ غدیر نیز شكلى تازه بخود گرفت و كم كم از شكل روایت به صورت تألیف در آمد.در اواسط قرن دوم اولین تألیف مستقل درباره غدیر را مى‏بینیم كه از فراهیدى است.در ادامه این راه كتابهاى مختلفى به صورت مستقل یا ضمنى در موضوع غدیر تدوین شد.

ابو المعالى جوینى از قرن پنجم مى‏گوید:در بغداد در دست صحافى كتابى دیدم كه بر جلد آن نوشته بود:«جلد بیست و هشتم از اسناد حدیث من كنت مولاه فعلى مولاه،و بعد از این جلد بیست و نهم خواهد بود»!!همچنین ابن كثیر دمشقى مى‏گوید:«كتابى در دو جلد ضخیم دیدم كه محمد بن جریر طبرى احادیث غدیر خم را در آن جمع‏آورى كرده بود»! (4)

آنچه در این مرحله مشهود است اینكه اكثر كتب،مربوط به اسناد و رجال خطبه است و هدف اول مؤلفین استحكام اصل مطلب بوده است.آنان كه جو خاص فرهنگى را به خوبى لمس مى‏كردند در مرحله اول دست به كار محكم‏كارى در اسناد و حفظ متون شدند تا نسلهاى آینده مدارك لازم براى تحقیق و موشكافى و بحث و بررسى داشته باشند.

این دوران در طول قرن دوم و سوم و چهارم و پنجم اوج خاص داشته و حق آن به خوبى ادا شده است.

مرحله سوم:تحقیق در سند و متن

از قرن چهارم تحقیق و بحث در متن و سند حدیث غدیر آغاز شده و قطعه اصلى خطبه غدیر كه جمله«من كنت مولاه فهذا على مولاه»است در مناظرات مطرح شده،و رجال اسناد و ناقلین حدیث غدیر نیز به دقت مورد بررسى قرار گرفته‏اند.كتب شیخ صدوق و سید مرتضى و شیخ مفید بهترین شاهد بر این مدعا هستند.

این تحقیقات در قرنهاى چهارم و پنجم و ششم اوج داشته و تا سال هزار همچنان پیش رفته،و آثار برجسته‏اى از این قرون در دست است.

مرحله چهارم:شكوفائى علمى غدیر

از اوائل قرن یازدهم هجرى تا امروز با ایجاد میدان باز علمى،محققین و اندیشمندان اسلام تألیفات بسیار مهمى درباره غدیر تألیف كرده و به خوبى از زحمات هزار ساله نتیجه‏گیرى نموده‏اند.در این دوران تمام جوانب غدیر مورد جمع و بررسى و تحقیق قرار گرفت.ارتباط غدیر با قرآن،بحثهاى مفصل در اسناد غدیر،بررسیهاى عمیق در متن حدیث غدیر،جمع‏آورى و تدوین اشعار مربوط به غدیر و جوانب دیگر آن مورد توجه خاص واقع شد و در هر مورد كتابهایى تدوین گردید.

تحقیقات بزرگانى همچون قاضى شوشترى،علامه مجلسى،شیخ حر عاملى،سید هاشم بحرانى،میر حامد حسین هندى،علامه امینى و بسیارى دیگر از علما،بهترین شاهد این مدعا است.

علامه مجلسى نیمى از یك جلد از«بحار الانوار»را به مسئله غدیر اختصاص داده است.سید هاشم بحرانى كتابى مستقل بنام«كشف المهم»تألیف نموده است.سید حامد حسین هندى در 10 جلد 400 صفحه‏اى از كتاب«عبقات الأنوار»به بحثهاى تحقیقى درباره غدیر پرداخته است.علامه امینى طى 11 جلد كتاب«الغدیر»جوانبى از آن و نیز كلیه شعراى غدیر و شعرهاى آنان را جمع‏آورى نموده و مطالب مهمى درباره آنها آورده است.كتابهایى از قبیل«التكمیل»از سید مرتضى حسین و«الغدیر فى الإسلام»از شیخ محمد رضا فرج الله نیز نمونه‏هاى دیگرى از این تحقیقات علمى هستند.

بدین امید كه در آینده‏هاى نزدیك شاهد كتابى به عظمت غدیر باشیم كه به عنوان یك مجموعه پر محتوى،همه مطالب مربوط به غدیر را در خود جمع كرده باشد و این آبروى ابدى اسلام را آن طور كه هست در معرض دید جهانیان قرار دهد.

 
كتابنامه ‏هاى غدیر

کتاب

معرفى كتابهایى كه طى چهارده قرن درباره غدیر تألیف شده به دو صورت دیده مى‏شود:

الف.كتابشناسى ضمنى

با توجه به اهمیت خاص غدیر در اسلام و ارتباط مستقیم آن با مسئله امامت و خلافت،از دیر زمان علماى بزرگ به اهمیت كتب مربوط به غدیر توجه داشته‏اند.در این راستا شیخ محمد بن على بن شهرآشوب از قرن ششم در كتاب مناقب آل ابى طالب:ج 3 ص 25،و سید بن طاووس از قرن هفتم در كتاب اقبال الاعمال:ص 453ـ454،اقدام به معرفى تعدادى از كتابهاى مربوط به غدیر نموده‏اند.

در سده اخیر كه مسئله كتابشناسى رسما مطرح شده اولین قدم را علامه حاج آقا بزرگ تهرانى برداشته و كتابهاى بسیارى در ارتباط با غدیر در كتاب«الذریعة»معرفى نموده است.بعد از ایشان هم كسانى كه تألیفات مهمى درباره غدیر داشته‏اند كتب مربوط به غدیر را معرفى كرده‏اند كه شرح آن چنین است:

1.الذریعة،آقا بزرگ تهرانى:ج 16 ص 28ـ25،و موارد دیگر.

2.الغدیر فی الكتاب و السنة و الأدب،عبد الحسین امینى:ج 1 ص 152ـ .157

3.الغدیر فى الإسلام،محمد رضا فرج الله:ص 5ـ .7

4.پیامى بزرگ از بزرگ پیامبران،حسین عماد زاده:ص .45

5.امام شناسى،سید محمد حسین حسینى تهرانى:ج 7 ص 156ـ .162

6.در صحنه غدیر،محمد مهدى ركنى:ص 40ـ .41

7.معجم ما كتب عن الرسول و اهل البیت علیهم السلام،عبد الجبار رفاعى:ج 6 ص 190ـ220 و موارد دیگر.

8.تجلى ولایت در خطبه غدیر،مهدى جعفرى،ص 78ـ .90

9.نگرشى بر غدیر خم،عبد الصالح انتصارى،ص 85ـ .86

10.الغدیر(مجله اردو)،مقاله 4:«غدیر شماریات كراجالى مین»،سید مسعود عابدى.

11.الثقلین(مجله اردو)،شماره 2(آوریلـژوئن 1998).

ب.كتابشناسى مستقل

1.الغدیر فى التراث الإسلامى،علامه سید عبد العزیز طباطبائى.

اولین قدم به عنوان كتابشناسى مستقل غدیر را علامه فقید سید عبد العزیز طباطبائى در كتاب«الغدیر فى التراث الإسلامى»برداشته،و به حق كارى عظیم در احیاى فرهنگ غدیر به انجام رسانده است.

این كتاب كه نامش به معناى«غدیر در میراث فرهنگى اسلام»است،ابتدا با معرفى 125 كتاب مستقل درباره غدیر در شماره 21 مجله«تراثنا»بمناسبت چهاردهمین قرن غدیر در سال 1410 ق در قم بچاپ رسید.سپس توسط مؤلف تكمیل شد و بصورت كتابى مستقل با معرفى 164 كتاب مستقل در سال 1413 ق در بیروت چاپ شد.در سال 1415 ق پس از تكمیل دوم مؤلف با معرفى 184 عنوان كتاب مستقل در قم بچاپ رسید.

در این كتاب تألیفات مستقل درباره غدیر از قرن دوم تا پانزدهم هجرى معرفى شده و بیشتر از دیدگاه رجالى مورد تحقیق قرار گرفته و به شرح حال مفصل مؤلفین آنها پرداخته شده است .

2.غدیر در مآخذ اسلامى،ترجمه و تلخیص:مهدى جعفرى.این كتاب ترجمه ملخص و فارسى كتاب«الغدیر فى التراث الإسلامى»است.

3.كتابنامه غدیر خم»،نادر مطلبى،سید محسن دین پرور،كه توسط بنیاد نهج البلاغة در غدیر سال 1415 ق منتشر شده است.

4.كتابنامه غدیر(حجة الوداع)،پژوهشكده باقر العلوم علیه السلام قم،كه به صورت كامپیوترى است.

5.غدیر در آئینه كتاب،فاضل دانشمند محمد انصارى.

در زمینه كتابشناسى غدیر آخرین و كاملترین كتاب است و بالاترین رقم از كتب مستقل غدیر را ارائه داده است.

این كتاب ابتدا در سال 1416 ق با معرفى 267 عنوان مستقل درباره غدیر در قم بچاپ رسید .مقدمه مفصلى در آغاز آن تنظیم شده كه با ترسیم تاریخچه كاملى از«كتاب و غدیر»آمارهاى علمى مفیدى در آن ارائه شده است.ترجمه ملخصى از مقدمه كتاب به زبانهاى عربى و اردو و انگلیسى در آغاز و انجام آن آمده است.

بار دوم پس از تكمیل آن با معرفى 414 عنوان مستقل در سال 1420 ق در قم در دست انتشار است كه آمارهاى جدیدى به آن افزوده شده است.

كتابهاى معرفى شده در این كتابنامه در چهار مرحله شناسایى شده‏اند:

1.تعریف كلى كتاب و بیان روش كار مؤلف،تفصیل مطالب و موضوعات و نكات خاص مربوط به كتاب .

2.تعریف كیفیت محتواى كتاب:شامل بودن كتاب بر همه مطالب مربوط به غدیر یا جنبه خاصى از آن،جهت تاریخى یا حدیثى یا ادبى در كتاب،نقل مطالب یا تحقیقى و تحلیلى بودن كتاب،تقسیم‏بندى كتاب،كیفیت قلم مؤلف،نكات خاص در هر كتاب از قبیل توضیح مدارك آن.

3.خصوصیات فنى كتاب:نام كتاب،زبان،چاپى یا خطى،مؤلف و تاریخ وفات او،مترجم یا محقق،ناشر،محل چاپ،نوبت چاپ،سال چاپ،قطع كتاب،تعداد صفحات،مدرك معرفى كتاب.

4.نمونه عكسى از جلد كتابهاى موجود،بعنوان شاهدى زنده از آن.

ج.زمینه كتابشناسى غدیر

كتابشناسى غدیر از سه جهت زمینه باز دارد:

1.كتابهاى خطى بسیارى در كتابخانه‏هاى عمومى و خصوصى درباره غدیر وجود دارد كه از یكسو اطلاع بر بسیارى از آنها در طول زمان صورت مى‏گیرد و از زوایاى كتابخانه‏ها بیرون مى‏آید،و از سوى دیگر فهرست‏هاى موجود كتابخانه‏هاى خطى جهان نیز تاكنون به طور كامل و جامعى در این باره مورد مطالعه قرار نگرفته است.بنابر این احتمال اضافه شدن كتابهاى خطى زیادى به آمارهاى موجود بسیار است.

2.با توجه جهانى به مكتب اهل بیت علیهم السلام و عنایت خاص ائمه علیهم السلام،در سده اخیر گرایش خاصى به تألیف كتب مربوط به آل محمد علیهم السلام مشهود است و شاهد كتابهاى پر محتوا و تحقیقى چه از نظر تاریخى و حدیثى و چه از نظر ادبى و شعرى هستیم كه غدیر نیز یكى از همین زمینه‏ها است.

3.با توجه به گسترش روزافزون ذخایر كامپیوترى و ارتباطات سریع مراكز كامپیوترى با یكدیگر،به خصوص شبكه جهانى اینترنت،از یك سو شاهد كتابهایى هستیم كه فقط به صورت نرم افزار منتشر شده‏اند،و از سوى دیگر دسترسى به كتابخانه‏هاى بزرگ جهان و نیز مراكز علمى و مؤسسات انتشاراتى به سهولت انجام مى‏پذیرد و در نتیجه اطلاع از كتابهاى زیادى كه در آرشیوهاى خود نگهدارى مى‏كنند و یا حتى در دست انتشار دارند بسیار آسان خواهد بود.

با در نظر گرفتن این زمینه‏ها پیداست كه هر كتابنامه‏اى تهیه شود،با گذشت مدتى كم احتیاج به ملحقات و استدراك دارد تا كتابهاى جدید به آن اضافه شود.

آمارى در رابطه با كتابشناسى غدیر

با در دست داشتن اطلاعات وسیع از كتب تألیف شده درباره غدیر آمارهاى‏سودمند و متعددى بدست مى‏آید.این آمارها در محاسبات مذهبى نسبت به مكانها و زمانها و ملتها بسیار مؤثر بوده و بیانگر عظمت كارهاى انجام شده در موضوع است.

بعضى از كتابهاى مربوط به غدیر بصورت چند جلدى هستند كه از جمله آنها«عبقات الانوار»و ترجمه آن«نفحات الازهار»و نیز«الغدیر»را مى‏توان نام برد.

بعضى از كتابهاى مربوط به غدیر به عنوان یك جلد از مجموعه‏اى بزرگ‏اند،كه نمونه آن جلد 15/3 از مجموعه مفصل كتاب«عوالم العلوم»است.

تعدادى از كتب مفقود شده و تعدادى بصورت خطى موجود است كه تعدادى از نسخه‏هاى خطى تحقیق و چاپ شده و تعدادى هم تألیفات جدید چاپى هستند.

در اینجا فقط چهار جهت به عنوان نمونه آمار اشاره مى‏شود:كتب چاپى و خطى و محل چاپ مطبوعات یا نگهدارى كتب خطى،مؤلفین،زبانهاى مختلف،موضوعات و گرایشهاى تحقیقى.

آمار كتابهاى چاپى

كتابهاى چاپى مربوط به غدیر كه در كشورهاى مختلف طبع شده 290 كتاب است و تفصیل آن به ترتیب كثرت تعداد كتابها چنین است:

ایران:180 كتاب،شهرهاى:تهران:57 كتاب،قم:78 كتاب،اصفهان:5 كتاب،تبریز:6 كتاب،كرمانشاه :1 كتاب،مشهد:17 كتاب،كاشان:2 كتاب،یزد:1 كتاب،شیراز:1 كتاب،و 12 كتاب كه شهر آنها مشخص نیست.

هند:32 كتاب،شهرهاى:دهلى:7 كتاب،لكنهو:12 كتاب،كلكته:2 كتاب،بنارس:1 كتاب،علیگره:1 كتاب،محمود آباد:1 كتاب،بمبئى:4 كتاب،بیهار:1 كتاب،و 3 كتاب كه شهر آنها مشخص نیست.

پاكستان: 27 كتاب،شهرهاى: لاهور: 15 كتاب،كراچى: 8 كتاب،پیشاور: 1 كتاب،سیالكوت: 2 كتاب،راولپندى : 1 كتاب.

عراق: 17 كتاب،شهرهاى: نجف: 13 كتاب،كربلا: 2 كتاب،عماره: 1 كتاب،بغداد: 1 كتاب.

لبنان: 24 كتاب: شهرهاى: بیروت: 22 كتاب،صیدا: 2 كتاب.

بحرین: 1 كتاب.

بنگلادش: 1 كتاب.

تانزانیا: 1 كتاب: شهر دودوما.

انگلستان: 2 كتاب: شهر لندن.

مصر: 1 كتاب: شهر قاهره.

نروژ: 1 كتاب،كه نام شهر آن مشخص نیست.

همچنین در 68 كتاب چاپى،كشور محل نشر و یا چاپ آنها مشخص نیست.

آمار كتابهاى خطى

در این مجموعه كتابهایى كه چاپ نشده باشند خطى تلقى شده‏اند اگر چه مربوط به قرن‏هاى گذشته نباشد و به عنوان دست‏نویس نزد مؤلف باشد.كتابهاى خطى این مجموعه 126 كتاب است كه به جز دست نویس مؤلفان كه 24 كتاب است و 68 كتاب كه محل نگهدارى آنها مشخص نیست،بقیه بدین شرح در مراكز زیر نگهدارى مى‏شود:

ایران

كتابخانه دانشگاه تهران،5 كتاب.

كتابخانه گوهرشاد(مشهد)،1 كتاب.

كتابخانه شاهچراغ علیه السلام(شیراز)،3 كتاب.

كتابخانه آستان قدس رضوى،3 كتاب.

كتابخانه مجلس شورى(تهران)،2 كتاب.

كتابخانه مجلس سابق(تهران)،1 كتاب.

كتابخانه آیة الله مرعشى(قم)،4 كتاب.

كتابخانه وزیرى(یزد)،1 كتاب.

كتابخانه سید محمد على روضاتى(اصفهان)،3 كتاب.

كتابخانه مدرسه سپهسالار(تهران)،1 كتاب.

كتابخانه دانشكده الهیات تهران،1 كتاب.

كتابخانه نوربخش(تهران)،1 كتاب.

سوریه

كتابخانه ظاهریه(دمشق)،1 كتاب.

یمن

كتابخانه جامع كبیر صنعاء(یمن)،1 كتاب.

هند

كتابخانه فیضى(بمبئى)،1 كتاب.

كتابخانه خدابخش(پتنه)،1 كتاب.

كتابخانه شیخ عبد القیوم(بمبئى)،1 كتاب.

پاكستان

كتابخانه جمعیت اسماعیلیه(كراچى)،1 كتاب.

آلمان

كتابخانه برلین،2 كتاب.

آمار مؤلفین

تألیفات مربوط به غدیر اكثرا به صورت فردى انجام شده،و گاهى به صورت گروهى و یا با نام هیئت تحریریه به چشم مى‏خورد.

در میان این خدمتگزاران غدیر كه به نام امیر المؤمنین علیه السلام و اظهار محبت به ساحت اقدسش قلم زده‏اند،علماى بزرگ و محدثین طراز اول دیده مى‏شوند.همچنین‏خطباى مشهورى دیده مى‏شوند كه مستقلا درباره غدیر تألیف داشته‏اند و یا متن خطابه‏هاى پر محتواى آنان درباره به صورت كتاب عرضه شده است.دامنه این محبت تا آنجا كشیده شده كه حتى جوانانى را مى‏بینیم كه با سن كم خود مشتاقانه و آگاهانه قلم به دست گرفته‏اند و شعاعى از نور علوى را به نمایش گذاشته‏اند.عده‏اى از مؤلفین را نیز زنان تشكیل مى‏دهند كه در راه ولایت تألیف داشته‏اند و نام غدیر را براى تألیف و تحقیق خود برگزیده‏اند.

اكثر مؤلفین كتب مربوط به غدیر از شیعه اثنا عشرى هستند و باید هم چنین باشد.دراین میان چند مؤلف از اسماعیلیه و چند نفر از عامه نیز دیده مى‏شوند.البته از سوى دیگر تعدادى از كتب مجهول المؤلف‏اند كه گاهى به علت در دست نبودن اصل كتاب یا منبع معرفى كننده بوده و گاهى در كتاب اثرى از نام مؤلف دیده نشده كه اكثرا در كتب خطى است.البته كتابهایى كه«هیئت تحریریه»مؤلف آن باشند مجهول المؤلف تلقى نمى‏شوند.تعدادى از كتابها نیز چند مؤلفى هستند كه هر كدام از آن مؤلفان جداگانه به حساب مى‏آیند.

مجموع مؤلفین بیش 419 نفر هستند كه ذیلا آمار مربوطه ذكر مى‏شود:

از نظر مذهب:

شیعه:348 نفر.

اسماعیلى:14 نفر.

عامه:10 نفر.

مؤلفانى كه مذهب آنان مشخص نیست:24 نفر.

كتابهایى كه مؤلفان آنها مشخص نیست(مجهول المؤلف):23 كتاب.

از نظر زبان و ملیت:

در مؤلفین غدیر عرب و فارس و هندى و پاكستانى و ترك و تركمن و كرد و اروپایى دیده مى‏شوند .

از نظر تعداد تألیف

بعضى از مؤلفین دو كتاب یا بیشتر درباره غدیر تألیف كرده‏اند مانند شیخ مفید و شیخ كراجكى و غیر ایشان.در بعضى موارد نیز دو یا چند مؤلف در تألیف یك كتاب مشاركت كرده‏اند.

مؤلفین مشهور چهارده قرن

از مؤلفین مشهور چهارده قرن مى‏توان نامهاى زیر را معرفى كرد:

خلیل بن احمد فراهیدى متوفاى 175،على بن حسن طاطرى متوفاى حدود 200،ابو جعفر بغدادى متوفاى حدود 300،محمد بن جریر طبرى متوفاى 310،شیخ كلینى متوفاى 328،ابو العباس ابن عقده كوفى متوفاى 333،حسن بن ابراهیم علوى نصیبى متوفاى حدود 350،على بن هلال مهلبى متوفاى 350،ابو بكر جعابى متوفاى 355،ابو طالب انبارى متوفاى 356،ابو جعفر محمد بن على بن دحیم شیبانى متوفاى حدود 400،ابو الحسن دار قطنى متوفاى 385،ابو المفضل شیبانى متوفاى 387،حاكم نیشابورى متوفاى 405،ابو عبد الله غضائرى متوفاى 411،شیخ مفید متوفاى 413،ابو الحسن على القنانى متوفاى 413،منصور لائى رازى قرن 5،سید مرتضى علم الهدى متوفاى 436،محسن خزاعى نیشابورى(قرن 5)،ابو الفتح كراجكى متوفاى 449،هبة الله بن موسى شیرازى متوفاى 470،حافظ سعید بن ناصر سجستانى متوفاى 477،حاكم حسكانى متوفاى(قرن 5)،ابو طالب فارسى (قرن 6)،شمس الدین ذهبى متوفاى 748،زین الدین كردى رازیانى متوفاى 725،مولى عبد الله قزوینى قرن 10،ابن طولون دمشقى متوفاى 953،سید على خان مدنى متوفاى 1088،سید هاشم بحرانى متوفاى 1107،ملا مسیحا فسوى متوفاى 1127،میر حامد حسین هندى متوفاى 1306،حاج شیخ عباس قمى متوفاى 1359،سید مرتضى حسین متوفاى 1400،شیخ عبد الحسین امینى.

آمار زبانهاى مختلف

تألیفات مستقل درباره غدیر تاكنون به 8 زبان دنیا به دست آمده است.

اكثریت كتابها به زبانهاى فارسى،عربى و اردو هستند و این دقیقا به علت گسترش مذهب تشیع در اهل این زبانها است.

اكثر كتابهایى كه به غیر این سه زبان هستند ترجمه از فارسى یا عربى و یا اردو است.مخاطبین خاص این كتابها یا مسلمانانى هستند كه به یكى از این زبان‏ها سخن مى‏گویند،و یا از ادیان و ملل غیر مسلمانند كه چنین كتابهایى به عنوان هدایت و راهنمایى آنان تألیف شده است .به همین جهت در این كتابها رعایت اختصار و پرداختن به مسائل كلى مشهود است.

طبق شمارش تعداد كتابها در هر زبانى چنین است:

فارسى:171 كتاب.

عربى:154 كتاب.

اردو:84 كتاب.

انگلیسى:5 كتاب.

تركى آذرى:1 كتاب.

تركى استانبولى:1 كتاب.

بنگالى:1 كتاب.

نروژى:1 كتاب.

آمار موضوعات و گرایشهاى تحقیقى

درباره غدیر موضوعات بسیارى باید مورد تحقیق و تألیف قرار گیرد و هنوز جاى آنها خالى است.موضوعاتى كه تاكنون در كتابهاى تألیف شده درباره غدیر مورد نظر مؤلفین قرار گرفته چنین است:

1.اعتقادى:از آنجا كه غدیر مظهر خلافت و امامت است در كتابهاى غدیر موضوع خلافت و امامت محور اصلى تألیفات است.

2.تفسیرى:تحقیق در مورد آیاتى كه در غدیر و یا در رابطه با غدیر نازل شده كه بیش از 50 آیه است و عمده آنها سه آیه است:«یا أیها الرسول...»،«الیوم أكلمت لكم دینكم...»،«سأل سائل بعذاب...».

3.تاریخى:تحقیق در جزئیات تاریخى واقعه غدیر و حجة الوداع كه در چند جنبه مى‏تواند باشد :

*ابتداى حركت پیامبر صلى الله علیه و آله براى سفر حجة الوداع و سپس مراسم حج.

*منتهى شدن حج به واقعه غدیر.

*خطبه و مراسم قبل و بعد از خطبه كه تا سه روز به طول انجامید.

*منافقین و سخنان آنان در غدیر و نقشه‏هاى آنان براى ضربه به غدیر.

*سابقه تاریخى غدیر و وقایع امم گذشته در روز غدیر.

4.جغرافیایى:موقعیت منطقه غدیر از نظر جغرافیایى و تاریخچه آن در طول تاریخ و موقعیت آن در زمان حاضر.

5.رجالى:جمع‏آورى اسناد و طرق حدیث غدیر از صحابه و تابعین و جمع‏آورى راویان و ناقلین حدیث غدیر از شیعه و عامه و غیر عامه،و بحث‏هاى سندى و رجالى درباره آنها.

6.دلالت حدیث غدیر:بحث در دلالت حدیث غدیر بر امامت و خلافت امیر المؤمنین علیه السلام،بخصوص معناى كلمه مولى.

7.متن شناسى:مقابله،ویرایش،ترجمه،شرح،تفسیر خطبه پیامبر صلى الله علیه و آله در غدیر و نیز كتب مربوط به غدیر،شاهد آوردن براى فرازهاى خطبه از آیات و روایات، بررسى مدارك و منابع و نسخه‏هاى خطبه،جمع‏آورى عبارات مختلف جمله«من كنت مولاه...»،

8.احتجاج به غدیر:احتجاجات معصومین علیهم السلام،صحابه و تابعین،اصحاب ائمه علیه السلام و علماى شیعه و دیگر افراد در طول تاریخ درباره غدیر.

9.رد شبهات و جواب مخالفان:پاسخ به سؤالات و اشكالاتى كه دشمنان تشیع و علماى عامه در مسئله غدیر و معناى آن و مفاد كلمه«مولى»و سایر موارد القاءنموده‏اند.

جا دارد مجموعه‏هایى تدوین شود كه در آنها جواب سؤالات مطرح شده و یا احتمالى جوانان در مورد غدیر داده شود.

10.شعر و ادبیات:شعرهاى بسیارى،چه از شاعران عرب یا فارسى یا اردو،و چه شعراى شیعه و یا مذاهب دیگر درباره غدیر سروده شده است.این اشعار كه به اصطلاح«غدیریه»نامیده مى‏شوند بسیار مورد توجه بوده و كتابهاى مستقلى براى جمع‏آورى این اشعار تألیف شده است.

جلوه دیگر ادبى انتخاب نام‏هاى زیبا و پرمحتوایى است كه به تنهایى یك دنیا معناى اعتقادى به همراه دارد و وقایع غدیر را تداعى مى‏كند و روح شنونده را به حقیقت غدیر نزدیك مى‏نماید .

11.عبادى:اهمیت روز غدیر،دعاهاى روز غدیر،زیارات روز غدیر.

12.كتابشناسى غدیر:جمع‏آورى كتب،فهرست موضوعى كتابهاى غدیر،فهرست مؤلفین،فهرست زبانها،آمارهاى مختلف در مورد كتب غدیر،معرفى یك یا چند كتاب ارزشمند درباره غدیر.

13.اقتباس از آثار بزرگان:برداشت از كتابهاى مرجع و تألیفات علماى گذشته.

14.كتاب كودك و نوجوان:تدوین مجموعه‏هاى تفریحى و سرگرم كننده و یا علمى و پرسش و پاسخ و یا داستان نویسى عامیانه و مجموعه‏هاى مسابقه‏اى و پرسشنامه و نظایر آن براى كودكان و نوجوانان.

15.ترجمه:برگردان كتابهاى ارزشمند به زبانهاى دیگر راهى سریع براى توسعه فرهنگى در تبلیغ غدیر است.بسیارند كتابهایى كه بخاطر آشنا نبودن طالبین به زبان تألیفى آن قدرشان ناشناخته مانده است.همچنین ترجمه كتابهاى غدیر به زبانهاى اروپایى و در رأس همه انگلیسى و نیز به زبانهاى آفریقایى و شرقى از كارهایى است كه در مراحل آغازین قرار دارد.

گاهى متون قدیمى به صورت بازنویسى به زبان‏هاى دیگر برگردانده مى‏شود.

پیداست كه اشتیاق فارسى زبانان و عرب زبانان و اردو زبانان به آثار یكدیگر با توجه به یگانگى مذهب از نشاط خاصى برخوردار است.ترجمه‏هایى كه غیر این سه زبان است اكثرا جنبه تبلیغى دارند،و یا براى كسانى است كه به آن زبان‏ها مأنوس هستند.

همچنین مجتمع‏هاى آموزشى نابینایان،كتابهایى درباره غدیر به خط«بریل»مخصوص نابینایان تهیه كرده‏اند كه در پایان این بخش معرفى خواهد شد.

16.خلاصه نویسى:این روش در واقع نوعى فهرست گویا براى كتابهاى مفصل غدیر است.خلاصه نمودن آثار بزرگان و كتابهاى مرجع و تألیفات قدیم كه به چند صورت دیده مى‏شود:تلخیص كتابهاى بزرگ،تلخیص احادیث و قطعه‏هاى تاریخى،داستان پردازى تلفیقى كه با برداشت از چند متن بدست مى‏آید،تدوین چهل حدیث‏ها،انتخاب یك قطعه از كتب مؤلفین و نشر جداگانه آن به خاطر اهمیت محتواى آن.

17.تنظیم سخنرانى‏ها:بیانات و سخنرانى‏هاى ارزشمندى كه به صورت مكتوب در آمده و منتشر مى‏گردد.

18.جمع‏آورى مقالات و قصائد:تنظیم چندین مقاله و نوشته و نشر آنها بعنوان مجموعه‏اى درباره غدیر چه به صورت كتاب و یا شماره‏اى از مجله.

19.یادنامه‏ها:كه به چند صورت دیده مى‏شوند:

1.آنچه همه ساله در عید غدیر به عنوان یادبود همان سال منتشر مى‏شود كه اكثرا مجموعه‏اى از حدیث و تاریخ و شعر است و گاهى به صورت شماره مخصوص یك مجله ارائه شده است.

2.كتابهایى كه در كنگره‏هاى مربوط به غدیر انتشار مى‏یابد و شامل مقالات ارائه شده در كنگره و نیز كتابهاى تدوین شده به مناسبت كنگره است.

3.سخنرانى‏هایى كه به مناسبت غدیر ایراد شده و بخاطر محتواى ارزشمند آن به صورت كتاب در آمده است.

نگاهى به ترجمه‏ هاى خطبه غدیر

«خطبه غدیر»بصورت ترجمه فارسى و اردو و تركى و انگلیسى،و نیز بصورت شعر عربى و فارسى و اردو و تركى،بطور مكرر برگردانده شده و بسیارى از آنها بچاپ رسیده است.ذیلا به مواردى از نثر و نظم خطبه اشاره مى‏نماییم:

ترجمه خطبه غدیر به زبان فارسى اولین بار در قرن ششم هجرى توسط عالم بزرگ شیخ محمد بن حسین رازى در كتاب«نزهة الكرام»انجام گرفته و عینا در كتاب مزبور بچاپ رسیده است.

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
.دربیشتر از 150 سایت کاربر هستم در بیش از85سایت وبلاگ دارم وبیش از 140- آلبوم عکس زیباودیدنی در سایتهای مختلف ایران وجهان ایجاد نموده ام ودر خدمت کاربران جهان هستم با مطالبی ناب وتصاویری بسیار زیبا.با ماباشیدحتما لذت خواهید برد اگر اهل ذوق باشید در پناه حق پایدار باشید..اسایش------ شغل اصلي مردم روستای کوچ از ایام قدیم کشاورزی ودامداری وقالیبافی وسبد بافی ونجاری وبعضی صنایع دستی وبافندگی چون جاجیم بافی-کرباس بافی -قالیچه بافی وسبد بافی وامثالهم بوده است در کار کشاورزی بیشتر محصولاتی چون : گندم وجو وسیب زمینی -عدس -نخود -سیر وپیاز وشنبلیله -شوید -لوبیا قرمز واز این قبیل بوده است ومحصولات مهم سردرختی این روستا عبارت بوده است از :انگور سیاه وانگور حسینی - سیبدرختی وبه وگردو وتوت وکمی هم شاه توت -زرد الو والبابالو وگوجه ی درختی وسنجد وانار وانجیروکشته توت یا همان توت خشک وبادام وبادمک کوهی که به دک معروف است مهمترین محصول سردرختی کوچ گردوبوده است که بانام جوز از آن یاد می شود .شلغم وزردک محلی وچغندر هم از دیگر محصولات این روستا بوده است ودر کنار آن مقداری هم سبزی از قبیل : نعنا -بادام تره -کوجه فرنگی -تره -سلمه .تره سیروچند نوع سبزی خوردن بوده است .زعفران هم از محصولاتی بوده است که در بهار وتابستان احتیاج به آب نداشته است وتنها در اوایل مهر ماه به آن آب می داده اند .هوای این روستا بسیار مطیوع وییلاقی بوده است .بطوری که در بعضی از سالهادراول مهرماه آب کاملا یخ مب بسته است .سوخت مردم این روستا در گذشته هیزم صحرا وکنده ی درختان بوده است ودر پنجاه ساله ی اخیرهم در کنار چوب وهیزم ازنفت هم استفاده می کرده اند اما در زمستان کرسی هارا حتما با زغال چوب وآتش کنده گرم نگه می داشته اند .در کار گله وگوسفند داری هم در گذشته این مردم استاد بوده اند وانواع گوسفند ومیش وبز وبزغاله وبره را وگاو گوساله را پرورش میداده اند واز شیر آنه انواع محصول خوراکی چون -ماست .دوغ وقروت که حاصل جوشاندن دوغ است ونیز کره ی محلی وروغن زرد بدست می آورده اند د در زمستان هم که کار کشاورزی کمتر می شده است اکثر مردان به کار سبد بافی وتختک برنج ریزی وشولگ قروت دان وسبد شلغم شویی وگاو سبد یا گوسبد وکالک بز وکرتی وسبدفنجان دان ودوک ریسی وامثال آن وحتی زنبر بافی می پرداخته اند وزنان هم به کار قالیبافی یا دوک ریسی وریشتن پشم وپنبه وتهیه نخ برای قالین ویا تون کرباس بافی مشغول بوده اند .علاوه براین دراین روستا ملاهای بزرگی بوده اند که تعدادی از این ملاها بنامهای : ملاهاشم آخوند میرمحمد آخوند زین العابدین -آخوند میر هاشم -آخوند ملامصیب -آخوند ملامحمد حسن -آخوند ملامحمد علی _آخوند ملا محمد بخش الله - آخوند ملامحمد حسین -آخوندمیر علی -آخوند ملاغلام حسین -ملاکربلایی حاج علی -کربلایی حاج غلامحسین -کربلایی علی افروز (از مداحان معروف واز دراویش سرشناس منطقه) -بوده است-از میان معلمان این روستا می توان ازافراد ذیل نام برد :دکتر محمد رضا بهنیا فرزند مرحوم محمدبهنیا که محمد بهنیا خود اولین کارمند این روستا در اداره ی ثبت اسناد وبعدا داگاه شهر بیرجند بوده است ودکتر بهنیا با نوشتن کتاب معروف بیرجند نگین کویر را همه بخوبی می شناسند بعد از بهنیا معلمان ودبیران عباتند از :مرحوم محمدحسن عسکری-مرحوم محمد حسین حبیب نیا (دبیر شیمی ) -محمد علی کوچی -غلامحسین کوچی -محمد کوچی -محمد بنده حق -محمد علی صبوری- محمد کوچی -علی کوچی- فاطمه کوچی -صدیقه افروز-مرحوم محمد رضا افروز -زین العابدین کوچی -حسن رضا آزادگان وتعدادی دیگر که اکنون نام آنها در خاطرم نیست -از میان کارمندان بانک بایداز افراد ذیل نام برد :حمید آقا بهنیا که خود معاون چندین بانک معرف ایران در قبل وبعد از انقلاب بوده است واکنون به افتحار باز نشستگی نایل آمده است .محمدرضا سورگی -حسین کوچی- محمد کوچی-علی کوچی-مهدی الهمیان- .اماازمیان کارمندان پست در راس همه باید از ذبیح الله فتاحیان نام بر دکه سالهاست به افتخار باز نشسگی نایل آمده است وهم اکنون در کار کشاورزی دستی دارد --اقای محمد سامانی -محمد علی معنوی پور وعلی علی آبادی -علی کوچی وفرزند محمدعلی آزادگان هم از دیگر کارمندان اداره ی پست بیرجند از این روستا بوده وهستند .ازمیان کارمندان ارتش ونیروی انتظامی وراهنمایی ورانندگی هم باید از افراد ذیل نام برد :اسحاق یادکار کارمند ژاندارمری که به رحمت خدا رفته است -علیرضا الهامیان -محمد رضا معنوی پور هردو ازنیروهای زبده ی نیروی انتظامی -آقای ...صبوری از نیروهای ویژه نیروی انتظامی ومحمدعلی کوچی از افسران زبده ونیک نام رانندگی وراهنمایی ونیز مرحم سید محمد رضوی که چهل سال است به رحمت ایزدی رفته از اولین نیروهای ژاندارمری بوده است از سرهنگ موسی محقق نیز باید به عنوان بچه های انقلابوکمیته انقلاب نام برد که بتازگی باز نشست گردیده است .ازمیان کارمندان بهداری بایداز مسلم افروز وخواهرشان ونیز یاسین کوچیوفاطمه کوچی وتعدای دیگرنامبرد .ازمیان اینه باید به دودختر محمد علی حسن زاده مفرد نام برد که یکی دکتر چشم ودیگری دکتر داروسازمی باشد وبه خدمت مشغول است.در کناراینها چندین نفر در فرودگاه های کشور وچندین نفر هم در دانشگاه پزشکی وتعدادی هم در کویرتایر وقرارگاه محمد رسول الله و نمایندگی روزنامه ها وکارخانجات دیگر مشغول بکارند که به علت نداشتن حضور ذهن از نامبردن آنها خودداری می شود.هم چنین از کارمندانمخابرات هم باید از آقای معنوی پور ومنهدس حسین کوچی وفرزندش نام برد که خود ایشان بازنشسته شده است وبکار کشاورزی ومرغداری مشغوال است وفرزندش مشغول خدمت می باشد . ادامه ی معرفی اطلاعات ر وستای کوچ را بوقتی دیگر موکول می کنم .م .10/07/ نوشته شده به وسیله ی محمد -------- در تاریخ 20/1/92:: 3:11 عصر فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شد مگر آن گفته های شاه خاتم رفته از گوشت که بعد ازرحلت او فاطمه از غم مکدر شد بگفت احمد مکرر فاطمه بضعه منی چرانسبت به او پس ظلمها زامت مکررشد همان زهرا که احمد زاحترامش گفت با امت دریده نامه ی ارثش زخصم شوم کافر شد نخشکیده هنوز از آب غسل شاه خاتم کفن که نار ظلم در باب سرایش شعله آور شد دل بشکسته اش اورا نبود بس در غم بابش که پهلویش شکسته آن چنان از ضربت در شد نبود بس سینه اش را ناله های جانگداز غم که آزرده زمیخ در زاعدای ستمگر شد نبود بس تیرگی روز در چشمش زهجر باب که نیلی آنچناناز سیلی آن رخسار انور شد زضرب تازیانه دشمن دین بازویش راخست مصیبت دیده ای را تسلیت آنسان مقرر شد چرا حبل جفا بر گردن حبل المتین بستند چرزا مغلوب دست روبه دون ،شیر داور شد قضا بر بست دست شیر حق را ورنه در آندم کجاروبه ، رها از دست ضرغام غضنفر شد ز لطف مرتضی و آل پاک اوست کاندر طوس بدوران مرثیه خوانی ، مدامی شغل (آذر) شد . اثر طبع آذر خراسانی -به نقل از جلد اول دیوان آذر -صص-55-56 -چا پ سوم -1348 شمسی انتشارات طوس ----فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شد---مناجات سحریا شوخوانی در روستای کوچ نهارجان -قسمت اول ودوم وسوم:---در روستای کوچ نهارجان بیرجندوبسیاری ازروستاهای دیگراین شهرستان رسمی زیبا به نام شوخوانی(شب خوانی)که درواقع یک نوع مناجات باخدابوده است.مرسوم بوده وهنوزهم اجرا میشودوبه شرح ذیل است که برای مخاطبان وکاربران جهان بیان میگرددویکی از رسوم زیبای ماه رمضان است.هنگام سحرکه می شوداز قدیم مردم ده باصدای خروس خانه بیدارمیشده اند وچون پاس دوم را خروس می خوانده است می فهمیده اند که حالاوقت سحر خوانی یا شوخوانی یا همان مناجات سحرماه رمضان است وناگفته نماندکه علاوه بر صدای خروس ازروی مکان ستاره های آسمان مثلا دب اکبرکه به هفت دختران هم معروف است ویاا زروی جایگاه سه استارکه همان سه ستاره روشن درآسمان است پی به وقت سحر می برده اند و یا ازروی مکان ستاره ی دیگری که به ستاره سحری در نزد مردم روستامعروف است پی می برده اند که حالا وقت اذان صبح است زیرا تاحدود 50سال پیش اصلا ساعتی در روستا وجود نداشته که باساعت بیدارشوند وبه وقت سحر یا اذان صبح پی ببرند.خلاصه چون با صدای خروس بیدارمی شده اند ویا با دیدن ستاره به وقت سحرپی میبرده اند سه یاچهارنفرکه ازآواز وصدای خوبی هم بر خورداربوده اندبه پشت بام خانه ها می رفته اند ویک نفرهم که همسایه ی مسجد بوده است بربالای بام مسجدمی رفته است وهر کدام از این شوخوانان یا شب خوانان تعدادی از اشعاری راکه ذیلا درج میگردد می خوانده اند وبه عبارتی باخدا مناجات می کرده اندتاباشنیدن صدای مناجات یاهمان شوخوانی یاشب خوانی مردم روستا بیدارشوند وسحری بخورندوآماده برای نماز صبح وگرفتن روزه بشوندواما اشعاری که می خوانده اند به ترتیب ذیل شروع میشده است که در چندقسمت به سمع ونظر خوانندگان می رسد: ابتدا می کنم زبسم الله بعد از آن لا اله الا الله ازمحمد مدد همی طلبم کرمی از علی ولی الله یاالله(کلمه یا الله بعد ازهردوبیت وبه عبارت بهتربعد از هر رباعی تکرارمیشده است) 2-گوینده ی لا اله الا اللهم بردین محمد ورسول اللهم برذکر دوازده امامم شب وروز خاک قدم علی ولی اللهم یا الله 3-یارب برسالت رسول ثقلین یارب به غزاکننده ی بدروحنین عصیان مرا دونیمه کندرعرصات نیمی به حسن ببخش ونیمی به حسین یاالله 4-یارب به محمدکه علی یاور ماست ختم همه انبیا پیغمبرماست ازگرمی آفتاب محشر غم نیست تا سایه ی مرتضی علی بر سرماست یا الله 5-یارب تو مرا غلام حیدر گردان گرراه غلط کنم مرا برگردان گرتشنه شوم دراین بیابان نجف سیرآب مرازحوض کوثر گردان یا الله 6-یارب به محمدوعلی وزهرا یارب به حسین وحسن وآل عبا کز لطف بر آر حاجتم در دوسرا بی منت خلق یاعلی الاعلی یاالله 7-الله تویی ازدلم آگاه تویی گمراه منم برنده ی راه تویی هر مورچه ای که دم زند درته چاه ازدم زدن مورچه آگاه تویی یا الله 8-یارب برسان توحضرت صاحب را فرزند علی بن ابیطالب را کزدوری او همیشه درفریادم مانندسگی که گم کندصاحب را - یا الله 9-یارب زکرم دری برویم بگشا راهی که دراو نجات باشد بنما مستغنیم از هردو جهان کن بکرم جز یادتو هر چه هست بر از دل ما- یا الله 10-یارب مکن ازلطف پریشان مارا هرچندکه هست جرم وعصیان مارا ذات تو غنی بوده وما محتاجیم محتاج به غیرخود مگردان مارا -یاالله 11-بازا بازا هرآنچه هستی بازآ گرکافروگبر وبت پرستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست صد باراگرتوبه شکستی بازآ - یاالله 12- ای ذات وصفات تو مبرا زعیوب یک نام زاسماء توعلام غیوب رحم آرکه عمروطاقتم رفت بباد نه نوح بود نام مرا ، نه ایوب - یاالله 13-از بارگنه شدتن مسکینم پست یارب چه شوداگرمرا گیری دست گردرعملم آنچه تراشاید نیست اندر کرمت آنچه مرا باید هست - یاالله 14-عصیان خلایق ار چه صحرا صحراست در پیش عنایت تو یک برگ گیاست هرچند گناه ماست کشتی کشتی غم نیست که رحمت تو دریا دریاست. یاالله 15-یارب به علی بن ابیطالب وآل آن شیر خداوبر جهان جل جلال کاندرسه مکان رسی به فریاد همه اندردم نزع ومرگ وهنگام سوال.- یا الله* *- این اشعارشوخوانی یاشب خوانی -ادامه داردکه دنبالهِ آ نرا درفرصتی دیگروبزودی تقدیم کاربران خواهم نمود.منتظر باشید.محمد(بنده شرمنده حق) -----------16-ای حیدر شهسوار وقت مدد است ای زبده ی هشت وچار،وقت مدد است مگذارکه در عشق تو رسوا گردم ای صاحب ذوالفقار ، وقت مدد است - یاالله 17-یارب سبب حیات حیوان بفرست وز خوان کرم ، نعمت الوان بفرست از بهر لب تشنه ی طفلان نبات از سینه ی ابر ، شیر باران بفرست. یا الله 18-ای خالق خلق رهنمایی بفرست بر بنده ی بی نو، نوایی بفرست کار من بیچاره ، گره در گرهست رحمی بکن وگره گشای بفرست. یاالله 19-راه تو به هرروش که پویند خوش است وصل توبه هر جهت که جویند خوش است روی تو به هر دیده که بینند نکوست نام تو به هرزبان گویند خوش است. یا الله 20-تا مهر ابوترا ب دمساز من است حیدر به جهان ،همدم وهمراز من است این هردو جگرگوشه ، دوبا لند مرا مشکن بالم که وقت پرواز من است. یاالله 21-من بی تو دمی قرار نتوانم کرد احسان تورا ،شمار نتوانم کرد گربر تن من ، زبان شود هرمویی یک شکر تواز هزار نتوانم کرد. یا الله 22- شب خیز که عاشقان به شب راز کنند گرد دروبام دوست ، پرواز کنند هرجاکه دری بود ، به شب در بندند الا دردوست را ، که شب باز کنند. یاالله 23-یارب به دونور دیده ی پیغمبر یعنی به دوشمع دودمان حیدر برحال من از عین عنایت بنگر دارم دارم نظر آنکه من نیفتم زنظر. یاالله 24-یارب زکرم بر من درویش نگر در من ، منگر در کرم خویش نگر هرچند نیم لایق بخشایش تو برحال من خسته ی دل ریش نگر. یا الله- 25-یارب در دل به غیر خود جامگذار در دیدهی من گرد تمنا مگذار گفتم گفتم زمن نمی آید کار رحمی رحمی مرا به من وامگذار. یاالله 26-مجنون وپریشان توام ، دستم گیر سرگشته وحیران تو ام ف دستم گیر هربی سروپا چو دسگیری دارد من بی سر وسامان توام ،دستم گیر.یاالله 27-ای سر تو در سینه ی هر محرم راز پیوسته در رحمت تو بر همه باز هرکس که به درگاه تو آورد نیاز محروم زدرگاه تو کی گردد باز. یا الله 28-در هر سحری با تو همیگویم راز بر درگه تو همی کنم عرض نیاز بی منت بندگانت ای بنده نواز کارمن بیچاره ی سرگشته بساز. یاالله 29- الله به فریاد من بیکس رس فضل وکرمت یار من بیکس بس هرکس به کسی وحضرتی می نازد جز حضرت تو ندارد این بیکس کس. یاالله 30-ای جمله ی بیکسان عالم را کس یک جو کرمت تمام عالم را بس من بیکسم وتو بیکسان رایاری یارب تو به فریاد من بیکس رس .یا الله 31-ای واقف اسرارضمیر همه کس در حالت عجز، دستگیر همه کس یارب تو مرا،توبه ده وعذر پذیر ای توبه ده وعذرپذیر همه کس. یا الله 32-دارم گنهی زقطره ی باران بیش ازشرم گنه فکنده ام سر در پیش آوازآیدکه سهل باشد درویش تو در خور خود کنی ومادر خور خویش. یاالله 33- یارب من اگر گناه بی حد کردم دانم به یقین که بر تن خود کردم از هر چه مخالف رضایتو بود برگشتم وتوبه کردم وبد کردم. یا الله ادامه دارد.بزودی ادامه ی مطلب تقدیم خواهد شد-------34-یارب تو چنان کن که پریشان نشوم محتاج برادران وخویشان نشوم بی منت خلق خود مرا روزی ده تا از درتو بر در ایشان نشوم. یا الله 35-یارب زقناعتم توانگر گردان وز نور یقین دلم منور گردان روزی من سوخته ی سرگردان بی منت مخلوق میسر گردان. یاالله 36-یارب ز دو کون بی نیازم گردان وز افسرفقر سر فرازم گردان در راه طلب محرم رازم گردان زان ره که نه سوی توست بازم گردان. یا الله 37-یارب زکمال لطف خاصم گردان واقف به حقایق خواصم گردان از عقل جفاکار، دل افگار شدم دیوانه ی خود کن وخلاصم گردان . یا الله 38-برگوش دلم زغیب آواز رسان مرغ دل خسته رابه پرواز رسان یارب که به دوستی مردان رهت این گمشده ی مرا به من باز رسان. یا الله 39-یارب تو مرا ،به یار دمساز رسان آوازه ی دردم به همآواز رسان آنکس که من از فراق او غمگینم اورا به من ومرا به اوباز رسان. یا الله 40-ای خالق ذوالجلال وای بارخدای تا چند روم در بدر وجای به جای یا خانه ی امید مرا ،در بربند یا قفل مهمات مرا در بگشای. یا الله 41-یارب نظری برمن سر گردان کن لطفی به من دل شده ی حیران کن با من مکن آنچه من سزای آنم آنچ ازکرم ولطف توزیبد آن کن. یاالله 42-یارب یارب کریمی وغفاری! رحمان ورحیم وراحم وستاری خواهم که به رحمت خداوندی خویش این بنده ی شرمنده فرو نگذاری. یا ا لله* *-اشعار فوق که درسه قسمت تقدیم کاربران عزیز شد هر شب سحرگاهان یاهنگام سحر تعدادی ازاین ابیات توسط شوخوانان یامناجات خوانان در پشت بام مسجد ویاچندبام بلند روستا خوانده میشد وسینه به سینه ونسل به نسل آنرا ازبزرگان یاد گرفته بودندوحفظکرده بودند .وبه نسل بعدیاد می دادند تا درهرسحر ماه رمضان جهت بیدار کردن مردم خوانده شود وهیچ کس هم نمی دانست که این اشعاراز چه کسی است ومیگفتند ازقدیم بزرگان آن را میخوانده اند ودیگران وجوانان آن را از قدیمی تر ها یاد میگرفته اند.اما بنده بعد ازمطالعت زیاد وجسجوی فراوان تعدادی از این ابیات را در رباعیات ابوسعید ابی الخیریافتم وتعداد کمتری راهم در میان رباعیات خواجه عبدالله انصاری مشاهده کردم.با آرزوی سعادت برای همه ی روزه داران.محمد حسن اسایش.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • مژده زمیلادولی خدا
    مژده ز میلاد ولی خدا              حجت حق شاه خراسان رضا

    مزده زمیلاد شه ملک دین           حجت حق سرور اهل یقین

    قبله ی هفتم وصی هشتمین            نور خدا مظهر جان آفرین

    مظهر قدرت شه ملک ولا             حجت حق شاه خراسان رضا

    مژده که شد نور خدا جلوه گر           سبط نبی شمس الضحی جلوه گر

    شبل علی ماه هدی جلوه گر            روشنی ارض وسماء جلوه گر

    گشت منور همه ارض وسما            حجت حق شاه خراسان رضا

    مژده که شد نور حقیقت عیان            گشت عیان سرور کل جهان

    کنز عطا خسرو کون ومکان             روشن ازانوار رخش شد جهان      

     صحنه ی عالم شد ازاو پر ضیاء           حجت حق شاه خراسان رضا

    مژده زمیلاد شه ملک طوس               بدرالدجا خسرو شمس الشموس

    مطلع انوار وانیس النفوس                 آنکه شهانش چو گداخاکبوس

    آمده بر درزپی التجاء                    حجت حق شاه خراسان رضا*

    *-ص111-دیوان آذر -جلد اول -انتشارات ندای اسلام -چاپ سوم 1348 شمسی -مشهد مقدس

    ---باز از کنوز رحمت والطاف کردگار آیات صنع در همه عالم شد آشکار---- بانفحه ی صبا دم روح القدس دمید شد رستخیز عام به صحرا وکوهسار با حشمت الهی شه ، نوروز زد قدم عفریت دی زصحنه برون شد پی فرار زد خیمه ابر ودر وگهر ریخت دمبدم صحن وسرا ودشت ودمن گشت لاله زار پیر عجوز دهر جوانی زسر گرفت تاشد بکوهسار ، عیان جلوه ی بهار تاشد زپرده حسن دل آرای گل عیان با لحن خوش به نغمه ی داوود شد هزار بلبل به شاخسارطرب جا گرفت وگفت حمد خدا ونعت نبی ، مدح هفت وچار وآنگه بخلق مژده یع


    ---باز از کنوز رحمت والطاف کردگار                    آیات صنع در همه عالم شد آشکار----

     

    بانفحه ی صبا  دم روح القدس دمید                شد رستخیز عام به صحرا وکوهسار

    با حشمت الهی شه ، نوروز زد قدم                 عفریت دی زصحنه برون شد پی فرار

    زد خیمه ابر ودر وگهر  ریخت دمبدم                   صحن وسرا ودشت ودمن گشت لاله زار

    پیر عجوز دهر جوانی زسر گرفت                       تاشد بکوهسار ، عیان جلوه ی بهار

    تاشد زپرده حسن دل آرای گل عیان                  با لحن خوش  به نغمه ی داوود شد هزار

    بلبل به شاخسارطرب جا گرفت وگفت                حمد خدا ونعت نبی ، مدح هفت وچار

    وآنگه بخلق مژده یعیدین داد فاش                      نوروز باستانی ومولود شهریار

    تا شد عیان زماه رجب لیله ی نخست                 تابنده شد زبرج ولایت مه وقار

    مولود شد محمد باقر (ع) زفاطمه                        دریای علم مصطفوی ، مفخر کبار

    مر آت حق شهنشه علم الیقین کزاو                  دین خدا وشرع و  نبی گفت آشکار

    پنجم وصی احمد مرسل ، ولی حق                   کزاو علوم اول وآخر شد اشکار

    مهرش بهار باطرب وقهراو خزیف                        حبش جنان ودشمنیش شد جهیم نار

    (آذر) گدایی در اوکن زحق طلب                       زان منصب شهانه به عالم کن افتخار--

    ---دیوان آذر -جلد اول -ص 86-چاپ سوم-1348 شمسی -چاپ خانه ی طوس مشهد-آذرخراسانی--

    آمار سایت
  • کل مطالب : 223
  • کل نظرات : 122
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 3
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 4
  • بازدید امروز : 9
  • باردید دیروز : 5
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 30
  • بازدید ماه : 1,143
  • بازدید سال : 3,341
  • بازدید کلی : 49,144
  • کدهای اختصاصی
    فکر نکنم شما این شعر رو به طور کامل جایی دیده باشید . عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه ی باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید، بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟ چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟ دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ، خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی… *** …عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟ به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی ست زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته، در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ، آجرک الله! عزیز دو جهان یوسف در چاه ، دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی؟ به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ، نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچاره ی دلداده ی دلسوخته ارباب ندارد… تو کجایی؟ تو کجایی؟ شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی… *** گریه کن گریه وخون گریه کن، آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست، کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من هم چو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون، بر تن تبدار حروف است که این روضه ی مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان، کشتی آرام نجات است ، ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنه ی یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ …» خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را و بریدند …» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی … تو کجایی… . شاعر : سید حمیدرضا برقعی